every thing

رشد زبان در کودک

 

انسان دو توانش مهم دارد : يکي حس اخلاقي و ديگري زبان توانايي برقراري ارتباط با بکار گيري جمله و کلمه

ماهیت زبان: نظامی منسجم از قواعد و نشانه های قراردادی آوایی است که به صورت خلاق و بدون وابستگی به زمان و مکان در جوامع انسانی ایفاگر نقش های متعددی است که مهم ترین آن ها نقش های ارتباطی است.)زندی 1380)

 زبان وسیله ای اجتماعی است, وقتی صحبت می کنیم واژه ها را بی هدف از دهان خارج نمی کنیم, بلکه مقصودمان ارتباط با دیگران و خطاب به آن هاست.صرفا نمی کوشیم فکرمان را بر زبان آوریم و بلند ادا کنیم, بلکه هدفمان این است بر کسی که با او صحبت می کنیم, تاثیر بگذاریم. با صحبت کردن می خواهیم طرف مقابلمان مقصودمان را بفهمد و او نیز به سخنمان گوش می دهد تا مقصودمان را درک کند. (Herbert H.Clark

نظریه های یادگیری و رشد زبان

 نظریه شرطی سازی عامل

یادگیری زبان را امری اکتسابی می دانند. نظریه یادگیری اسکینر می کوشد یادگیری زبان را با استفاده از یک مدل محرک-پاسخ تبیین کند. به تعبیر اسکینر اگر رفتار زبانی معینی به طور مکرر یک نتیجه مثبت داشته باشد به تقویت مثبت و اگر نتیجه منفی داشته باشد به تقویت منفی می انجامد. کودک در یادگیری زبان  تا حد زیادی از عامل تقلید نیز کمک می گیرد. و با توجه به بسامد عناصر, لغاتی را که بیش تر می شنود بهتر فرا میگیرد.

 نظریه یادگیری فطری چامسکی

نوام چامسکی به عنوان یک خرد گرا و طرفدار یادگیری ذاتی زبان, با انتقاد از نظریه اسکینر دو ایراد عمده بر وی وارد کرد:

1-     رفتار انسان به نحو قابل ملاحظه ای پیچیده تر از رفتار حیوانات است.

2-     رفتار زبانی یک رفتار نوع ویژه است که فقط خاص انسان است و نمی توان آن را به کمک مطالعه رفتار حیوانات توجیه کرد.

 این نظریه سعی دارد نقش عوامل محیطی چون تقلید, بسامد عناصر و تایید را کم اثر نشان دهد, چامسکی معتقد است کودک دارای نظام ذهنی به نام دستگاه فراگیری زبان  language acquisition device  است که او را قادر می سازد درباره ساخت زبانی که در حال یادگیری آن است فرضیه هایی بسازد

مدل یادگیری فطری زبان (نهادگرایی)

- زبان عبارت از دانشی است که در ذهن فرد قرار دارد. دستور جهانی در ذهن شکل گرفته و زبان های آموخته شده را کنترل می کند.

یادگیری زبان عبارت است از یادگیری مجموعه ای از پارامترها و فراگیری واحدهای واژگانی. البته یادگیری اصول جهانی لازم نیست.

 نظریه شناختی یادگیری

بر خلاف چامسکی که به وجود سازو کار فطری خاصی برای فراگیری زبان در انسان اعتقاد دارد, ژان پیاژه معتقد است رشد شناختی کودک, فراگیری زبان وی را هدایت می کند. از دیدگاه وی رشد زبان بستگی به رشد تفکر و شناخت از جهان دارد وعکس آن صادق نیست. اکتساب زبان مادری تا زمانی که شماری از توانایی های شناختی مهم, از جمله مفهوم پایداری شی بروز نکرده است شروع نمی شود. علاوه بر این, کودک پیش از اینکه حتی اولین کلمه را بیان کند, دنیای پیرامون  خود را تعبیر و تفسیر می کند, بازنمایی های ذهنی ایجاد می کند و اشیا و پدیده ها را رده بندی می کند. در واقع, کودکان پیش از آنکه زبان باز کنند قواعد محیط خود را شناسایی می کنند و نوعی دستگاه معنایی می سازند.

اولین گفته های کودک شامل مواردی است که قادر به درک آن هاست. کودک در باره چیزهایی که برایش جالب است و توجهش را جلب می کند و هم چنین درباره مسائلی که از دیگران, اشیاء پدیده ها و روابط می داند حرف می زند. بنابراین رشد زبانی عبارت از این است که کودک بیاموزد که چگونه آنچه را می داند بر زبان آورد و معانی ابراز شده در اولین  جمله های تلگرافی کودک و قواعدی که برای ترکیب کلمات به کار می برد باید بر حسب  دانش کودک از اشیای واقعی محیط اطرافش تبیین شود. بر اساس این دیدگاه, زبان در دانش و مقوله های شناختی موجود کودک(طرحریزی) می شود.

به طور کلی به عقیده پیاژه و سایر روان شناسان شناختی, رشد زبان جنبه ای از رشد شناختی کودک است                                             و بنابراین پیشرفت شناخت را هدایت نمی کند, بلکه بازتابی از رشد شناختی است. در واقع رشد شناختی, فراگیری زبان را هدایت می کند.

 زبان چهار جنبه دارد و دو نوع ساخت دارد, ساخت درونی زبان شامل: ساخت آوایی, ساخت صرفی, ساخت نحوی, ساخت معنایی. از میان جنبه های زبان, کاربرد شناسی ساخت بیرونی زبان بوده که شامل نقش ارتباطی آن است.

واج شناسی

واج را می توان کوچکترین واحد زبانی دانست که تغییر آن موجب تغییر معنی می شود. برای مثال, تفاوت معنی کار و خار. قواعد واجی مانند سایر قواعد سطوح زبانی زایاست سخنگویان و شنوندگان علاوه بر روابط آوایی مجاز در واژه های جدید, از الگوهای تکیه و آهنگ مناسب برای جمله های جدید که هرگز نشنیده اند نیز آگاهی دارند. مثلا یک نفر انگلیسی زبان می داند که واژه بی معنی kib  الگوی آوای محتملی در نظام واجی انگلیسی است ولی واژه bink   امکان پذیر نیست. بنابراین قواعد واج شناسی نیز یک نظام را تشکیل می دهند, و این قواعد کلی هستند که ورای موارد مشخصی که از آن ها ناشی شده کاربرد دارند.

معنی شناسی

معنی شناسی عبارت است از مطالعه معنی واژه ها و جمله ها

نحو

نحو شامل قواعد بنیادی است که نظم و نقش واژه ها را مشخص می کند. نحو مشخص می کند که از ترکیب معانی واژه های یک جمله, معنی جمله چگونه تعیین می شود.کاربرد قواعد نحوی بیشترین امکان خلاقیت زبانی را فراهم می آورد.نحو و معنی شناسی از هم کاملا مجزا نیستند. ساخت جمله و معنی آن با هم ارتباط ذاتی دارند.اخیرا تلاشهای فزاینده ای انجام شده است تا مطالعه نحو و معنی شناسی با هم انجام گیرد و روابط میان ساخت و معنی مشخص شود.

کاربرد

به استفاده از زبان به عنوان ابزاری برای ارتباط می نگرد. رویکرد های کاربرد شناختی در خصوص فراگیری زبان بر این حقیقت تکیه می کنند که اصلی ترین انگیزه کودکان برای فراگیری زبان برقراری ارتباط با دیگران است, و آن ها زبان را در  تعاملات محاوره ای یاد می گیرند.

 گرایس 1975 معتقد است افراد عموما در یک ارتباط موثر از قوانین خاصی پیروی می کنند این قوانین شامل یک اصل همگانی به نام اصل همکاری است که خود چهار قانون مکالمه را شامل می شود..قانونهای مکالمه عبارتند از:" کمیت "(به اندازه کفایت  نه بیشتر و نه کمتر صحبت کن)   "کیفیت" (از چیزی که درست است صحبت کن و از صحبت در مورد چیزهای غلط پرهیز کن ) "ربط" (به گونه ای مرتبط صحبت کن که اطلاعات مفیدی عرضه گردد)  "روش" (از صحبت در مورد مبهم و غیر شفاف پرهیز کن)

رویکرد های کاربرد شناختی در خصوص فراگیری زبان بر این حقیقت تکیه می کنند که اصلی ترین انگیزه کودکان برای فراگیری زبان برقراری ارتباط با دیگران است, و آن ها زبان را در  تعاملات محاوره ای یاد می گیرند.

. الیزابت بیتس و همکارانش (1975) دو نوع مرحله برای رشد زبان :

1. مرحله پیش ارادی prelocutionary    رفتار کودک حاوی پیام هایی برای اطرافیان است ؛ اما کودک به طور ارادی و با قصد ارتباط  به انجام این اعمال نمی پردازد و تا حدودی جنبه بازتابی دارد. (گریه , خنده, صدا در آوردن)

2. مرحله ارادی illocutionary  که در آن کودک بر روی رفتارهای ارتباطی(غیر زبانی) کنترل بیش تری نشان می دهد و می تواند توجه اطرافیان را به یک موضوع خاص جلب کند. بسیاری از محققان آغاز ارتباط ارادی را بین 9 تا 10 ماهگی می دانند. در این مرحله توانایی تولید رفتارهای ارتباطی به طور ارادی شکل می گیرد و هم توانایی درک نیت و مقاصد ارتباطی دیگران.

مراحل رشد جنبه ارتباطی زبان

 اوایل تا اوسط نوزادی

این مرحله کودک را برای پذیرش نقش اجتماعی زبان آماده می کند, والدین در برابر هجاهای بی معنی کودک طوری واکنش نشان می دهند که گویی فرزند آن ها در تبادل اجتماعی مشارکت واقعی دارد و آن ها در گیر رفتارهای اجتماعی متعددی می شوند که آن ها را قادر به تعامل با دیگران و تاثیر بر دیگران می کند. این رفتارها عبارتند از:

ترجیح صدای انسان به صدای غیر انسان و ترجیح مادر بر صدای زنان دیگر(تضمینی برای مواجه شدن کافی با زبان)

زول زدن به چهره مراقبان

تمرین نوبت گیری(در شیر خوردن: ما بین مکث های کودک هنگام مکیدن مادر شروع به صحبت و نوازش کودک می کند, در proto-conversation: بزرگسال برای کودک ادا در می آورد و با او سخن می گوید و کودک واکنش نشان می دهد(می خندد یا صدا در می آورد) و نوبت گیری به شیوه عملی صورت می گیرد)

بزرگسال برای کودک ادا در می آورد و با او سخن می گوید و کودک واکنش نشان می دهد(می خندد یا صدا در می آورد) و نوبت گیری به شیوه عملی صورت می گیرد

ماه اول: فعالیت صوتی کودک شامل گریه کردن حاکی از درد, گرسنگی, سرما و گرما. و صداهایی مربوط به رشد جسمانی

ماه دوم: خندیدن, آغاز غان و غون کردن.(تا 5 ماهگی)  غان و غون کردن به دوعامل بستگی دارد:بازخورد فردی و بازخورد اجتماعی

6 ماهگی: تولید صداهای نامفهوم و ترکیب بعضی از صامت ها و مصوت ها دَ دَدَ  بَ بَ

از 9 ماهگی به بعد, الگوهای آهنگین

اولین تمایل کودک به ارتباط زبانی با دیگران از 7 ماهگی

اواخر دوره نوزادی

حدود 12-9 ماهگی, مدت زمان توجه کودک افزایش می یابد و کودک نقش فعال تری را در این توجه ایفا می کند. 10-9 ماهگی,آغاز فهمیدن و درک اینکه دیگران به چیزهایی غیر از آنچه کودک توجه می کند توجه کرده ارجاع اجتماعی و اشاره کردن نمونه هایی از این درک است.

 کودک با عملی سعی در جلب توجه اطرافیان به چیزی که می خواهد یا مورد توجهش است بوسیله اشاره کردن.

 

اشاره کردن pointing , توسط کودک, سه نوع است:

 اشاره کردن امری imperative:کارکرد ابزاری دارد بزرگسال وسیله ای است برای بدست آوردن شی یا آنچه کودک می خواهد است

 اخباری declarative شی وسیله ای است برای جلب توجه بزرگسال, اندکی بعد از اشاره کردن امری نمایان شده و نمایانگر درک اجتماعی پیچیده تریست. در بردارنده هم شکل ساده ای از توجه مستقیم و هم به اشتراک گذاشتن تجارب است  

اطلاع دهنده informative, اطلاعاتی را که آزمایشگر برای انجام یک تکلیف نیاز دارد می فهمد و آن اطلاعات را بوسیله اشاره به شی مورد نظر برای تکمیل تکلیف ارائه می دهد.

ژست های نمادین   Symbolic gesturesژست ها یا حالت ها به عنوان نمادی از چیزی,زودتر از تولید کلمات ظاهر می شود, به این دلیل که رشد حرکتی ماهیچه های بزرگ مقدم است بر رشد حرکتی ماهیچه های کوچک و اندام های مرتبط با تکلم. بچه هایی که بیش تر از ژست های نمادین استفاده می کنند بازخوردهای کلامی بیش تری دریافت می کند و روند فراگیری زبان در آن ها سریع تر است

10 تا 11 ماهگی: غان و غون کردن تا حد زیادی با بازی با آواها و تلاش برای تقلید همراه است, تا 12 ماهگی مجموع اصوات تولید شده توسط کودک 20 تا 30 واژه نسبتا مبهم می باشد.

فراگیری اولین لغات و استفاده ازآن

 تاخیر بین درک زبانی و تولید زبانی غیر قابل انکار است.اولین علائم درک زبانی توسط کودک در 9 ماهگی ست, ولی اولین لغات تا قبل از 12 ماهگی تولید نمی شود. در12 ماهگی:اولین کلمات قابل درک بزرگسالان را ادا کرده, و تا18ماهگی در مرحله نو زبانی protospeech

نخستین صامت ها و مصوت هایی که تولید می شوند, صامت ها: پ, ب, و, د, ت, م, ن(در ناحیه لب ها و قسمت پیشین دهان)   مصوت ها : آ  و  ای

تا 18 ماهگی حدود 50 کلمه, چیزهایی که برای کودک اهمیت یا برجستگی دارد.

کودکان از طریق زیاد شنیدنoverhearing  لغات را فرا می گیرند حتی  زمانی که در گیر فعالیت دیگری هستند و این مکالمات را می شنوند در حال یادگیری هستند. , در واقع آن ها به تعاملات افراد به عنوا یک شخص ثالث دقت کرده و آن را بررسی می کنند و مکالمات در این تعاملات را به همان خوبی که خودشان مورد تعامل مستقیم قرار گرفته فرا می گیرند (در 2 سالگی).

 

گفتار چند کلمه ای Multiword speech

بچه ها پیش از آنکه شروع به ترکیب کلمه با کلمه کنند, به ترکیب کلمه و ژست می پردازند. کودک به کتاب اشاره می کند و می گوید ماما, و منظورش این است که کتاب مال مامان است, .ترکیب کلمه و ژست(ژست-مکث-کلمه) منجر به تسهیل ترکیب کلمات می شود.

 بین رشد گرامر و رشد کاربردی زبان همبستگی مثبت وجود دارد.

16-18 ماهگی تعداد تک کلمه ها به تدریج افزایش و تلاش برای ترکیب آن ها رفته رفته بیش تر می شود, تعداد این ترکیبها آن قدر زیاد می شود که گفتار کودک شکل تلگرافی می یابد, ( بلبل زبانی یا زبان باز کردن نسبی)

از دوره های پر بار فراگیری تکلم در کودکان است,  در این مرحله طیف واژگان کودک در حدود 50 کلمه, جمله های تلگرافی که شامل اسم, فعل و تعدادی صفت است, روابط نحوی پایه در آن رعایت می شود, اما حروف اضافه و حرف ربط و واژک های صرفی بروز نمی کند.

18-24 ماهگی(در عرض 6 ماه) افزایش کاربرد جمله های تلگرافی و ناگهان جهشی چشمگیر, گفتار تلگرافی حتی تا بعد از دو سالگی در کودک وجود دارد.

دایره لغات کودک در 19 ماهگی از 15 جمله به 1400 جمله در 24 ماهگی می رسد.

کودکان تنها در یافت کننده ساختارهای گرامری نیستند, بلکه آن ها به نوع استفاده از آن ها در زمینه و چگونگی استفاده از آن ها با توجه به بافت فرهنگی جامعه, انتظارات و توقعات و سلیقه ها  توجه کرده و متناسب با آن از زبان استفاده می کنند. کودکان اوتیستیک (در خود فرو رفته) گرامر و دستور زبان را بلدند, اما در موقعیت های نامناسب از آن استفاده می کنند.

از 2 تا 6/2 سالگی, جمله بلند تر و پیچیده تر, گفتگو با خود: در تنهایی مشغول تمرینات زبان آموزی می گردد. . در 5/2 سالگی کودک پر حرف تر و در 3 سالگی تلفظ او به تلفظ بزرگسالان شبیه تر می شود و می تواند واقعا صحبت کند.(معجزه یادگیری زبان صورت حقیقت می یابد)

در واقع کودک از همان ابتدای زبان آموزی قواعد ساده دستور زبان را رعایت می کند, شباهتی که در محتوای گفته های کودکان متعلق به جوامع زبانی مختلف دیده  می شود حاکی از همگانی بودن مراحل رشد شناختی و چهر چوب مشترک فکری و کنش های متقابل اجتماعی کودکان است.

 

گفتار کودک از تجربه, مشاهده, ارتباط, و تعامل با اشیا, حرکت و کنش های متقابل با افراد دیگر به خصوص والدین حاصل می شود, که دراکثر فرهنگ های بشری دارای خصوصیات و ویژگی های مشترک است.

تسلط آن ها بر زبان در این دوره به ترتیب زیر است:

 گفتگوهای طولانی

مهارت زبانی کودک در این مرحله به ترتیب زیر است:

 (و) اولین کلمه ربطی است که در 3 سالگی به کار می بردو بیش از سایر حروف ربط از آن استفاده می کند, ترتیب بروز روابط معنایی در جمله های مرکب اولیه نسبتا قانون مند است.

ترتیب ظهور جمله های مرکب:

1-     جمله های مرکب افزایش

2-     جلمه های مرکب زمانی: بهتر است وقتی به خانه برگشتیم دنبال آن بگردیم

3-     جمله های مرکب علی: دارو می خورم تا خوب شم

4-     جمله های مرکب تقابلی: خسته بودم ولی حالا نیستم

5-     جمله های مرکب مفعولی: مردی که بخاری را درست می کند

6-     جمله های مرکب توجهی(برای جلب توجه) : ببین چه کار می کنم.

درین مرحله کودک تقریبا بر واژک های تصریفی که نشان دهنده نقش دستوری, اسمی و فعلی کلمات است مسلط می شود, واژک های جمع ساز (ها) و منفی ساز(ن) در جمله های کودکان به درستی به کار می روند.

کودک برخی از اصطلاحات متفاوت را علی رغم عدم درک کامل معنی , با کاربرد درست به کار میبرد(پیشرفت در کاربرد شناسی نسبت به معنا شناسی)

علاوه براین  آنها باید بر دریافت و درک مخاطبانشان نظارت کرده و  نیازمند به درک نقطه نظرات دیگران

. آن ها یاد میگیرند تا از حالات ذهنی شان از قبیل فکر کردن, خواستن, باور کردن برای هدایت احساسات و نقطه نظراتشان استفاده کنند. دو نوع از گفتگو های طولانی, رشد محاوره ای و رشد نقل داستان یا روایت است . در اینجا به رشد مکالمه یا زبان محاوره می پردازیم.

رشد  محاوره ای Conversational Development

سخن گوی خوبی شدن در رابطه با همسالان بسیار مهم بوده و کودکان در ارتباط با همسالان به شدت برانگیخته اند. عملکرد خوب در گفتگو منجر به محبوبیت کودک در بین همسالان می شود. یک سخن گوی خوب شدن چندان آسان نیست و فرد باید موارد متعددی را رعایت کند : درک موضوع و سخن مخاطب,انتخاب سبک و گویش درخور و واکنش مناسب,سخن گفتن در ارتباط با موضوع و در سطح فکری مخاطب,رعایت فاصله, رعایت اصل نوبت گیری, و تماس چشمی مطلوب و غیره.

تعدادی قوانین مکالمه وجود دارد(که این قوانین از فرهنگی به فرهنگی متفاوت اند) که کودکان باید در جریان سخن گویی رعایت کنند, این قوانین شامل اصول معروف گرایس است, همانگونه که قبلا ذکر شد, این اصول شامل اصل کمیت(به اندازه), کیفیت(اطلاعات درست و صادقانه), ارتباط (مرتبط با موضوع)و روش(وضوح) می باشد.

کودکان در دوره پیش از دبستان معمولا خود محور تر از کودکان بزرگترند, در مکالمات آن ها چندان مرتبط با موضوع سخن نمی گویند, و ممکن است اطلاعاتی که می دهند کافی نبوده و روش این ارائه اطلاعات چندان واضح و روشن نباشد برای مخاطب یا همراهشان در مکالمه. آن ها اغلب فکر می کنند که شنوندگانشان به اطلاعاتی مشابه آنچه خود در اختیار دارند دسترسی دارند. انگیزه نقش بسیار مهمی در مکالمات ایفا می کنند برانگیختگی آن ها در شرایط طبیعی , برای مکالمه در سطح بالایی قرار دارد. زمانی که پیام کودک توسط مخاطبشان درک نمی شود و کج فهمی صورت می گیرد اصلاحات متفاوتی را انجام می دهند, کودکان نوپا معمولا تنها به تکرار ساده پرداخته و یا با صدایی بلندتر مجددا حرفشان را بیان می کنند. زمانی که مادرشان از آنها می خواهد که دوباره منظورشان را بیان کنند, دوباره پیامشان را ساختار بندی می کنند , اما در مقابل بیگانگان کم تر چنین کاری می کنند, شاید به این دلیل است که آنها به این حقیقت واقف اند که مادرشان آن ها را بیش از دیگران می فهمد .

کودکان در مقابل درخواست های متفاوت برای واضح تر بیان کردن سخنشان, به شیوه های متفاوتی عمل می کنند. زمانی که از آن ها پرسیده می شود چی؟ تمام پیامشان را دوباره تکرار می کنند و زمانی که از آنها  پرسیده می شود تو چی می خوای؟ اطلاعات و جزئیات بیش تری را بیان می کنند. به طور کلی مطالعات بر روی شکست در ارائه پیام و تلاش برای اصلاح آن بیان می دارد که کودکان یک دانش مقدماتی و نخستین برای یک مکالمه مناسب دارند. آن ها در دست یابی به یک مکالمه موفق و درست انجام دادن آن به شدت برانگیخته هستند.

تفاوت های فردی بسیاری در موفقیت بچه ها برای نوبت گیری در مکالمه وجود دارد معمولا کودکان عملکرد نسبتا خوبی در نوبت گیری نشان می دهند.  روند یک مکالمه به طور ساده شامل به آرامی آغاز کردن مکالمه, نگه داشتن آن در مسیر و پایان دادن به آن است. کودکان خردسال در شروع کردن یک مکالمه چندان مهارت ندارند, اما در تعامل با اعضای خانواده نسبت به غریبه ها بهتر عمل می کنند. زمان مکالمه با همسالان, در پی چند نوبت گیری متعدد, احتمال کمتری وجود دارد که موضوع حفظ شود( ضعف در رعایت اصل ارتباط از اصول گرایس) نسبت به مکالمه با بزرگسالان. به احتمال زیاد این به این دلیل است که بزرگسالان در تعامل با کودک نقش هدایتگری و مساعدت دارند.

کودکان در تعامل با هم سن و سالها, خواهر و برادر ها, معلمان و والدین یاد می گیرند که باید در شرایط و موقعیت های متفاوت  به طرق متفاوتی صحبت کنند (از سبک های متفاوتی استفاده کنند) .

. مطالعات جامعه شناسی بر روی زبان نشان داده است که در بسیاری از فرهنگ ها والدین فعالانه کودکانشان را در اینکه چه چیز را کجا بگویند تعلیم می دهند. در حالیکه به نظر می رسد مودب بودن چیزی بیش از دانستن ساده استفاده از کلمات مناسب است. آن ها به طور مستقیم مورد آموزش قرار نمی گیرند, بلکه این نکات را از مشاهده تعاملات دیگران فرا می گیرند, همانند سایر تحولات کاربرد شناختی, رعایت ادب به طور عمده بسته به درک اجتماعی کودکان است.

برخی از نشانه های هشدار دهنده مشکلات احتمالی در رشد زبانی کودک:

-          نوزادی که به صدا پاسخ نمی دهد و یا تولید آوا ندارد به طور خاص اهمیت دارد.

-          نه صدایی تولید می کند و نه تماس چشمی برقرار می کند

-          بین 12 تا 24 ماهگی اگر: از حرکات سر ودست (مثل بای بای) تا حدود 12 ماهگی استفاده نمی کند.

-          تا 15 ماهگی هیچ کلمه ای بر زبان نیاورده.

-          ترجیح می دهد از حرکات سرو دست به جای تولید آوا برای برقراری ارتباط (18 ماهگی) استفاده کند.

-          در 2 سالگی از دستورات ساده پیروی نمی کند.

-          تن صدای غیر معمولی دارد(مثل صدای گوش خراش یا تو دماغی)

-          فهمیدن کلماتش سخت تر از آنچه که از همسالانش انتظار می رود است, مراقبین نزدیک کودک باید حدود نیمی از گفتار کودک را در سن 2 سالگی و سه چهارم از گفتارش را در سه سالگی بفهمند.

چه دلایلی گفتار یا زبان را با تاخیر مواجه می کند:

تعدادی از کودکان با تاخیر های گفتاری, مشکلات دهانی- حرکتی دارند, به این معنی که ارتباط کافی در حوزه هایی از مغز که  مسئول تولید گفتار است وجود ندارد. کودک با مشکلاتی در استفاده از لب ها, زبان و فک در تولید اصوات گفتاری مواجه است. گفتار ممکن است تنها مشکل باشد یا همراه با سایرمشکلات دهانی-حرکتی مانند مشکلات تغذیه ای باشد. همچنین تاخیر گفتار ممکن است نشانگر یک تاخیر رشد کلی یا عمومی باشد.

مشکلات شنیداری نیز به طور کلی با تاخیر گفتار مرتبط است. به این دلیل هر موقع که نگرانی در مورد گفتار کودک وجود دارد شنوایی کودک باید توسط یک شنوایی شناس بررسی شود. اگر کودک مشکل شنوایی دارد ممکن است مشکل فهمیدن, تقلید کردن و استفاده از زبان را نیز داشته باشد.

 

چگونه می توان رشد زبانی کودک را تقویت کرد:

- زمان زیادی را برای مکالمه با کودک اختصاص دهید, حتی در دوره بارداری و نوزادی کودک حرف بزنید, آواز بخوانید با آهنگ و موزون سخن بگویید(کلپرلژنژ کارشناس کودکان زیر سه سال می‌گوید: معمولا بچه‌ها بیشتر کلماتی را که در ترانه‌ها می‌شنوند را به آسانی به خاطر می‌سپارند. )  و تقلید اصوات و اداها را تقویت کنید.

- با کودک بلند و رسا و شمرده شمرده سخن بگویید. در زندگی روزمره از موقعیت های متعدد برای تجارب زبان آموزی بهره بگیرید.

- کلمات را یکی یکی اضافه کنید, وقتی که فرزند نوپای شما بعضی چیزها را خود به خود می‌گوید، آن لغت را به کلمات دیگرش اضافه کنید. به عنوان نمونه ، اگر او ، توپ ، می‌گوید به او بگوئید: توپ قرمز یا توپ بزرگ. این راهکار نه تنها دامنه لغات او را افزایش می‌دهد، بلکه به او یاد می‌دهد که کلمات را ترکیب کند.

- جملات ناقص کودک را بدون اینکه مستقیما به اشتباهش اشاره کنید کامل کنید. مثلا جمله اشتباهش را به گونه ای درست تکرار کنید.

-  به حرف های کودک با حوصله گوش دهید و یا وانمود کنید که گوش می دهید, از او سوال بپرسید و تشویقش کنید که جواب دهد.

- زمان تلوزیون نگاه کردن را محدود کنید(1 ساعت در روز) و مطمئن شوید برنامه ای که کودک می بیند مناسب سنش است, زیاد تماشا کردن تلوزیون در مهارت های شنوایی و توجه کودک اختلال ایجاد می کند. به جای آنکه وقت او صرف تماشای منفعلانه تلوزیون شود, او را درگیر فعالیتهای مکالمه و گفتگوی مناسب کنید.

- از کلمات ساده برای گفتگو با کودک استفاده کنید, ولی از لحن کودکانه بپرهیزید.

+ نوشته شده در  پنجشنبه چهاردهم آذر 1387ساعت 13:48  توسط فریبا مفرد  |